این عکس هم bax zedbziاست (انی که سمت چپ تصویره mj وسطی hidden و سمت راستی هم vison امیدوارم خوشتون بیاد![]()




گشت ارشاد حق برخورد ندارد :
فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ, گفت: واحدهاي گشت ارشاد هيچ گونه ماموريت برخوردي, قهري و قضايي ندارند؛ بلكه حوزه عمل آنها اقدامات آموزشي فرهنگي, تربيتي و اخلاقي به افراد است.
مرتضي طلايي, فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ, در مراسم افتتاح جشن هاي ارشاد, گفت: آنچه در طرح سالم سازي جامعه در دستور كار نيروي انتظامي قرار دارد؛ موضوع حجاب نيست و نيروي انتظامي صرفاً برخورد با بدحجابي نمي پردازد.
طلايي افزود: ما در برنامه اخير خود برخورد با زنان و مردان خياباني را در دستور كار خود قرار داده ايم و به روشني اعلام مي كنيم كه پليس به دنبال تامين امنيت اجتماعي بانوان است.
فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ, تصريح كرد: قربانيان اصلي مشكلات جامعه بانوان هستند و آمارهاي تجاوز و سرقت به عنف كه در سطح جامعه وجود دارد نشان دهنده اين موضوع است.
وي, با اشاره به اينكه پليس براي تامين امنيت بانوان جامعه برنامه دارد, يادآور شد: نيروي انتظامي مطلقاً به حوزه خصوصي افراد وارد نمي شود و حوزه عمل ناجا تنها حوزه هاي عمومي در سطح جامعه است.
طلايي خاطرنشان كرد: پليس, ناظر بر حفظ هنجارهاي اجتماعي است و سطح ورود پليس, آموزشي, تربيتي و آگاهي بخشي است و پليس در جايي كه سلامت جامعه مورد تهديد قرار گيرد, وارد مي شود.
طلايي خاطرنشان كرد: نيروهاي گشتي پليس بايد به گونه اي عمل كنند كه اعتماد و اطمينان شهروندان نسبت به پليس افزايش يابد و اين موضوع براي مردم روشن شود كه پليس با اهدافي خيرخواهانه برنامه هاي خود را اجرا مي كند.
وي با تاكيد بر اينكه, جامعه ما در شرايط حساسي قرار دارد, گفت: نبايد فضاي ذهني منفي در جامعه ايجاد شود و بايد به جامعه اطمينان دهيم كه پليس به دنبال برخورد با جامعه نيست؛ بلكه هدف تامين سلامت و امنيت شهروندان است.
وي خطاب به نيروهاي گشت ارشاد گفت: تذكر شما به افراد در سطح جامعه بايد تذكري اخلاقي باشد و با دوستي, محبت, احترام و حفظ كرامت با اشخاص رفتار كنيم.
وي يادآور شد: واحدهاي گشتي ما بايد داراي حسن رفتار باشند و اخلاق آنها براي جامعه به عنوان الگويي مناسب مدنظر قرار گيرد.
طلايي خاطرنشان كرد: گشت ارشاد بايد به گونه اي عمل كند كه نشانه اي از كارآمدي پليس باشد, همچنين مردم بايد شما را پناهگاه خود بدانند.
وي در پاسخ به اين سوال كه ماموران گشت ارشاد در صورت برخورد ناشايست مردم بايد چه عكس العملي نشان دهند, گفت: قانون نحوه برخورد با هرگونه مقاومت در برابر پليس را مشخص كرده است؛ اما رفتار نيروهاي گشت به گونه اي باشد كه ديگران مطمئن شوند كه پليس اصل برخورد با آنان را ندارد.
وي يادآور شد: در تيراندازي ماموران پليس در انجام ماموريت ها حتي يك درصد خطا نيز قابل پذيرش نيست, همچنين پليس به هيچ عنوان حق ندارد, عصباني شود. زيرا عصبانيت براي پليس سم است.
طلايي گفت: امروز 50 واحد گشتي پليس ارشاد شامل 100 نيروي پليس زن و 100 نيروي پليس مرد به منظور ارشاد و راهنمايي مردم فعاليت خود را در خط تهران آغاز مي كنند.
فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ, با اشاره به اينكه همراه داشتن حيوانات از مصاديق ماموريت گشت ارشاد است, افزود: با توجه به آيين نامه امور خلافي همراه داشتن حيوانات در معابر عمومي تخلف محسوب مي شود و گشت هاي ارشاد اين موضوع را در دستور كار خود قرار داده اند.
وي, با اشاره به اينكه در فصل بهار و تابستان به دليل شرايط ويژه اين فصل آسيب پذيري افراد بيشتر مي شود, گفت: در فصل تابستان با حضور معتادان در سطح شهرها, كارتن خواب ها و مصاديق آلودگي هاي صوتي بيشتر مواجه هستيم؛ به همين دليل كنترل اين موارد در دستور كار ما قرار دارد.
وي, با اشاره به اينكه نيروي انتظامي در موضوع فعاليت گشت هاي ارشاد به مساله كشف حجاب توجه كرده است, گفت: شلوارهايي كه برهنگي پا را از زانو به پايين نشان بدهد؛ نيز به نوعي كشف حجاب محسوب مي شود و انتظار داريم افراد موارد كشف حجاب را رعايت كنند.
فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ تصريح كرد: در روزهاي اخير با آموزش هايي كه به شهروندان ارائه شده است, ميزان اين تخلفات تا حد قابل توجهي كاهش يافته و ما در سطح شهر كمتر با موارد كشف حجاب مواجه مي شويم.
وي گفت: نحوه عملكرد پليس, گفت و گو و ادبيات دوستانه است و به هيچ وجه قصد برخورد ندارد.
وي, در خصوص صحبت هاي اخير برخي نمايندگان مجلس و تاخير آن در تسريع روند فعاليت پليس, گفت: صحبت هاي مطرح شده از سوي نمايندگان ارتباط چنداني به فعاليت پليس ندارد و ما بر حسب وظايف، فعاليت و وظيفه خود را انجام مي دهيم.
وي همچنين در خصوص پوشش آقايان در محيط هاي عمومي، گفت: در بعضي از محيط هاي شهر آقايان با لباس هاي ورزشي كوتاه بيرون آمده اند كه اين موضوع نيز تخلف محسوب مي شود و با تذكرها و مباحث ارشادي اين موضوعات رفع خواهد شد.
وي گفت: ما به مردم اطمينان مي دهيم كه هدف ما حفظ امنيت و آسايش اجتماعي و به هيچ وجه حق برخورد با مردم را نداريم.
وي با تاكيد بر تاثير مثبت نظارت اجتماعي در كنترل آسيب ها، گفت: تا زماني كه نظارت اجتماعي بر جامعه فعال نشود و جامعه نسبت به ناهنجاري ها عكس العمل نشان ندهد، ما به اهداف خود دست پيدا نمي كنيم و افزايش نظارت اجتماعي كه همان امر به معروف و نهي از منكر است، مي تواند در كنترل و كاهش آسيب ها نقش موثري ايفا كند.
با عرض سلام خدمت تمامی دوستان و خوانندگان محترم
امیدوارم سلامت باشید .
بدون هیچ مقدمه ای توجه شما خواننده عزیز را به این مطلب جلب می کنم .
با توجه به پیشرفتهای علمی بشر در زمینه هوا فضا و علومی همچون ارتباطات و ... شرکت گوگل بار دیگر با رائه سرویسی جدید و جالب کاربران و شرکتهای رقیب را غافلگیر نمود .

این سرویس با بهره گیری از ارتباطات ماهواره ای و همچنین دنیای اینترنت پاسخی است به کنجکاوی ها و کنکاشهای بشری در فهم بیشتر مسائل پیرامون خود .
مدتی است که ما برای شما دوستان مطالبی در مورد سیستم موقعیت یاب ماهواره ای GPS مطالبی را در این جا قرار می دهیم ، خیلی از دوستان سوالاتی پرسیده بودند و ما به آنها پاسخ دادیم .
در این میان دوستان زیادی بودند که تا حالا از این سیستم بهره ای نبرده بودند و با خواندن مطالب ارائه شده سوالات بی شماری برای آنها پیش می آمد .

تا اینکه چندی پیش با راه اندازی سرویس Google Earth از طرف کمپانی گوگل و نرم افزاری کامپیوتری در این رابطه تا حدودی کا ما ساده تر شد و دوستان با نصب این نرم افزار که بصورت مجانی در اختیار آنها قرار می گیرد خواهند توانست که از طریق کامپیوتر خود نقشه ای سه بعدی از تمام کره زمین در دست داشته باشند که ازجمله برتری های این نقشه به نقشه های معمولی می توان به محیط نرم افزاری ساده ، امکاناتی از قبیل زوم ، جهانی بودن، سه بعدی بودن ، دارای تمام جزئیات و ... اشاره کرد که با بهره گیری از آن به این موضوع اشاره خواهید داشت که تا حدی قابل غیاث با نقشه های دیگر نیست .
خوب اگر شما دوست عزیز تا حالا از این سرویس استفاده نکرده اید پیشنهاد می کنیم که حتماً آنرا امتحان کنید و اگر از آن دسته از کاربرانی هستید که از این نرم افزار آنلاین بهره برده اید بدون شک از کار با آن لذت برده اید .
طریقه دریافت و نصب این نرم افزار
همانطور که اشاره شد این نرم افزار به دو صورت مجانی و پولی از طریق این سایت در اختیار شما قرار خواهد گرفت .

بعد از دریافت این نرم افزار فقط کافی که آن را نصب کنید که مراحل نصب دارای دشواری خواصی نمی باشد . بعد از اتمام نصب نرم افزار شما به صورت آنلاین قادر خواهید بود که به تمام قسمتهای کره زمین سرک بکشید و جزئیات عینی یک نقشه سه بعدی را مشاهده کنید .( البته شایان ذکر است که تنظیمات سه بعدی و خیلی دیگر از تنظیمات را شما باید از منوی سمت چپ _ پایین تیک بزنید ) .
از جزابیت های خواص این نرم افزار ، کاربردی آسان آن است که احتیاج به هیچ آموزش خواصی ندارد و این بدین معنی است که شما با حداقل اطلاعات از جزئیات نرم افزار قادر خواهید بود بهترین کاربرد را داشته باشید .
منوهای این نرم افزار کاملاً ابتدایی و کارا هستند در قسمت سمت چپ _ پایین محیط این نرم افزار شما پارامترهای را مشاهده که به صورت گزینه ای مشخص شده و شما با زدن علامت تیک در مربع مربوط به هر مشخصه قادر خواهید بود تا جزئیات بیشتری را به نقشه مورد مورد مطالعه بیفزاید .
پیشنهاد می کنیم که اگر تا امروز از این مطلب بی اطلاع بودید بی درنگ سری به سایت مربوطه زده و با دریافت نرم افزار و نصب آن از گردش به دور زمین لذت ببرید .

در پست های آینده بیشتر به جزئیات خواهیم پرداخت و در این میان شما فرصتی خواهید یافت تا این نرم افزار را نصب کنید و بقول معروف با آن دست و پنجه نرم کنید که خالی از لطف نیست .
مطلب دیگری که لازم است در این جا یاداور شوم این است که اگر شما هم از آن دسته از کاربرانی هستید که از خطوط dial-up بهره می برید بهتر است که در موقع کار با این نرم افزار حوصله بیشتری به خرج دهید و در موقع اجرای این نرم افزار دیگر کارهای اینترنتی خود را تعطیل کنید .
بدون شک بعد از کار با این نرم افزار آنلاین سوالات بی شماری برای شما پیش خواهید آمد که در صورت تمایل می توانید آنها را در قسمت نظرات مطرح کنید با کمال میل به آنها پاسخ خواهیم داد .
امیدواریم سلامت و پیروز باشید
آرزوی ما برای شما خواننده محترم سلامتی و داشتن اوقات خوش است
در پناه ایزد منان
نگاهی به: مردان در برابر زنان شهرنوش پارسیپور
نشرشیرین
« زن:امسال زنبورها زیاد شده اند
دختر: درست است
زن: مربّا نداری
گمان می کنم این صحنه مرا سرگرم کرده بود»
« ویرجینیا وولف»
« نشستن روی مبل، تکیه دادن به مبل ، خیره شدن به زیلو، توجه داشتن به سوختگی موکت زیر زیلو.بلاهت تداوم تمام این حرکتها در روز وشب.» این تمام ماجراست. داستانی که نه درآغاز بلکه در درون آن ایستاده ایم. مردان در برابرزنان؟ در اولین قدم بیشتر شبیه نوعی صف آرایی جنسی است صف آرایی که برابری را به بازی گرفته و در صدد بازنگری به این همسانی نابرابراست. هر چند که به زودی یعنی با خواندن اولین کلمات درخواهیم یافت که به چیزی فراتراز این تقابل برخورد کرده ایم. چیزی به سختی توضیح دادن یک لحظه ازهیچ . خلاء ای مهیب که باید یا شاید بتوان با تکه ها وجزییات پرش کرد. درست مثل بخشی از فضای شعری که فروغ با این کلمات پر یا پنهانش کرده بود:« می توان با صورتک ها رخنه دیواررا پر کرد» یا آنجا که سروده بود:« می توان در قاب خالی ماندهء یک روز نقش یک محکوم، یا مغلوب یا مصلوب را آویخت». بحث بر سر پر کردن مصدری ست که همه چیز را در بر گرفته مصدری که گاه ما را دربرابر خودآگاهی پرسشی اساسی تنها رها می کند پرسشی که گاه در تاریکی یک پستو در خمیدگی یک عبور و یا مثل مهری همیشه گی بر سکوت درمقابل مان ظاهر می شود. بله « بودن» همان مصدری که در تکرار وعادت های همیشگی رنگ می بازد و در ناگهان و با ناگهان، گریبانمان را می گیرد. پرکردن این زمان که سهم من از زندگیست.
(این پرانتز امکان در گوشی حرف زدن را فراهم می کند و می گذارد بپرسیم و راجع به آن فکر کنیم: چرا تمام سطرهای آغازی بخش ها به نوعی مقید به مقولات زمانی اند؟« شب پر شد - عصر باید می رفتم- وقتی من ده ساله بودم- روز بعد- دو ماهی سرم حسابی شلوغ بود- من سالها پیش …»)
بودن قبل ازآنکه موضوعی جنسیتی باشد موضعی هستی شناسانه است وگاهی به درکی غم انگیز منجر می شود که در خلال عبور از دالان ها و جنگیدن با هدف ها رنگ باخته است. این سئوال که سهم من در این بودن چیست و جهانی که درآنم چه حدودی را برای این بودن اختصاص داده است از آن دست سئوالاتی ست که درجای جای این تکرارها درازدحام سوار شدن به اتوبوس، دریک گفتگوی دوستانه یاغیر دوستانه و حتی در نشستن در صندلی سالن خلوت سینما می تواند به سراغمان بیایید. کدام لباس مال من است؟ کدام طبقه ؟ در کدام سمت …؟ « من ترس را می شناختم .همین ترس سکوت را هدیه آورد. در خودم کزکردم وبه خیالبافی پرداختم. چند سال بعد سهمیه ام را در زندگی می شناختم. نهایت قهرمانی در این سهمیه فکرمهاجرت بود. مهاجرت به جایی که بتوان به حس ترس خندید.128»
چیزی که هست از آنجا که نمی توان کلیت را در کلیات تعقیب کرد اجبارا" باید پای یک "فقط" را به بحث باز کرد و"بودن" را به جزییات تقلیل داد به انتظار نشست تا گذرگاهی پنهان ازخلال گنگ کلمات مثل نخی نامریی آشکار شود.« یکی از استادانم در دانشگاه همیشه می گفت موضوع تحقیق را محدود کنید. مثلا تحقیق کنید راجع به " فقط" قصه های عامیانه در روستای حسن آباد بر اساس موضوعات حماسی ، یا مثلا اقتصادی یا مثلا اخلاقی.150»
مردان در برابر زنان به طور خلاصه داستان مردی درابتدای میانسالی ست ساده و در دسترس وبه راحتی می توان نمونه های زیادی را برای هر رفتار در هر جا از او دید مردی که نهایت ماجراجویی اش با چند ایستگاه پیاده روی فروکش می کند و به آنچه دارد ومی بیند دل خوش؛ و از گذشته وآینده به سهم خود به عنوان یک کارمند یک معشوقه و یک نامزد و رفیق قدیمی حزبی ، به روابط خود با این اجزاء از گذشته وحالش می اندیشد. درزندگی او دو زن وجود دارد« شمسی گوشه ای از زندگی من است همانند انگشت کوچکم که همیشه هست، بدون آن که آن را بدانم. شمسی در واقع بخشی از خون من است، در رگ های من هست. لزومی به اعتراف حضورش نیست. حضورش همیشه هست،همیشه بود است.
شمسی همانند غذاست . یک غذای ساده و طبیعی. بی توقع و صبوراست. برای صبر کردن خلق شده . شمسی حضور ساده ای است در ذهن تمامیت جهان .شمسی انگشت کوچک جهان است .78» ,
شمسی ِ لحظات سکوت ودرک، شمسی آشپزخانه:« شمسی به اتاق خواب نرفت.رفت به آشپزخانه.گنجه ها و کشوها را بازمی کرد.165» و کتی ماجراجوی مهمانی و گفتگوهای روشنفکری:« منش آدمی را داشت که برای زنده ماندن باید حرف بزند.47»
شاید تفاوت این دو زن به مناسبت های فرهنگی رستم وهرکول شبیه نباشد شاید هم نباید زیادی مته به خشخاش تقابل بین حسین مبارز وامامی عیاش گذاشت. ولی آنچه مسلم است حضوراین مسائل به عنوان محورهای کلی در بدنه زنان دربرابر مردان است« نتیجه می خواهم بگیرم که مساله اخلاق در واقع درذات طبیعت وجود ندارد و آدم یک موجود طبیعی است. پس بی اخلاق است.کوراست آقاجان»
بله؛ تقابل محور، و ساختاری ترین مسئله این رمان است. تقابلی که در بر گیرنده خواست و دغدغه های روشنگرانه است.متن به دنبال نشان دادن اختلاف سطوح، به ناچار عناصری را در کنار یا مقابل هم قرارمی دهد تا به رسالتی پنهان در خویش پاسخ گوید.« تحقیقات محدودی کرده بود دربارهء«حس وحشت» درادبیات معاصرایران. بر اساس این تحقیقات،حس وحشت درادبیات معاصر منجرشده بود به پراکنده گویی وکشف انواع روش های بیانی گنگ ممکنه.این نقطه از نظر اسفندیاری فاجعه غیر قابل جبرانی بود.چرا که به این ترتیب ادبیات روز به روزاز مردم دورتر می شد.این همانند پناه بردن به برج عاج بود. زیرا که در این شکل، به هر حال می شد ارزشهای زیبایی شناختی ناب را کشف کرد که جدا ازحوزه مسئولیت های اجتماعی به صورت یک تصویرمجرد انتزاعی زیبایی اش را حفظ می کرد. فاجعه از نظراسفندیاری، این بود که این نوشته های گنگ ِ پراکنده، درعین حال ادعای مسئولیت اجتماعی هم داشت ولاجرم چون هیچ ارتباط عقلایی با جامعه به هم نمی رساند، طبیعی بود که کم کمک تبدیل می شد به گفتگوی میان یک کرو یک لال.98»
سنگینی این رسالت روشنگرانه که زاییده تقابل های درون متنی است ازسویی با نوشتارزنانه که در بطن خود فریبنده وابهام آفرین است در تضاد قرار می گیرد واز سویی دیگربه شکلی مستقیم با وضعیتی این زمانی در برخورد با تعهد ومفاهیم معطوف به اجتماع وجهی راه گشایانه به خود گرفته است که به گونه ای با رویکرد های ماتریالستی و مفاهیم نظام تولیدی در رابطه ای عمیق با زیرساخت های فکری مولف است .
« بچه ها به طور مبهم کشف می کردند که ماده دارد جای روح را می گیرد .و محیط جای عالم را. 22»
این نوع نگاه که متن را ناخوداگاه به مثابه منبع آگاهی دهی فرض می گیرد با تاکید زیاد بر شفاف سازی وعینیت به پس زمینه ای اشاره دارد که درآن نقش خواننده به شکلی نامساوی در مناسبات بین خواندن و موضوع مورد خوانش در نظر گرفته شده و به شکل کلی تر می توان این مناسبات را به دوران توهم حضور معناهای مسلط در متن نسبت داد و ازاقتصادی یک سویه (معطوف به مولف) سخن به میان آورد.« دوستی محصول یک زحمت صمیمانه است.67».
در این بین نویسنده با پیش کشیدن مسائل وجودی مثل حس ترس در پی کشیدن متن به ورطه نوعی خودآگاهی است که به چیزی فراتراز طرح شکسته بسته ای از موضوع در قالب گفتگوهای غالبا ایدئولوژیک نمی انجامد و در حد طرح موضوع باقی می ماند.«اما دلایل بعضی وقتا موش کور است. موش کوردر ترسیدن انقدر حق داشته که عاقبت به دلیل این حق چشمهایش را از دست داده است.55».
سلام امیدوارم حال همگی خوب باشه اب این دفه مربوط میشه به گروهی که خواسته بودید راجبش بنویسم
گانز گروه پر سر و صدای اواخر دهه 80 گروهی که با سبک هارد راک خودش و با استفاده از خلاقیت افراد گروه توانست توجه بسیاری از گروه های بزرگ برای برگزاری تور مشترک جلب کند گرو ه های بزرگی مثل متالیکا و نیروانا و .....
شالوده اصلی گروه رو دو نفر با نام های اکسل و اسلش بی ریزی کردند اشعار زیبا و سرشار از اعتراض و نفرت اکسل و سولوهای قوی و اهنگ سازی های هنرمندانه اسلش از اونا یک گروه هارد راک قوی ساخت
اکسل که متولد 1962 بود تو 17 سالگی به همراه یکی از دو ستان قدیمی گروه ال ای گانز رو تشکیل داد بعد از ان او گروه هالی وود رزز رو تشکیل داد چندی بعد با ادغام این دو گروه گروه رز اند ال ای گانز رو تشکیل داد بعد از اون با ورود اسلش به گروه نام گروه به گانز ان رزز تغییر کرد
اسلش در سال 1965 در لندن به دنیا امد او با گانز شناخته شد وقتی به گانز امد یکی از بهترین گیتاریست های گیتار لید در دنیا شد اسلش در نواختن سولو ها فوق العاده بود او دو بار ازدواج کرد و از همسر دوم خود صاحب دو فرزند شد
سر انجام در 1996 به دلیل اختلافی که بین اکسل و اسلش بر سر سبک موسیقی گروه به وجود اومد اسلش گانز رو ترک کرد اما او بدون گانز هرگز موفق نبود اکسل سبک تکنو رو می پسندید و اسلش هارد راک رو
گانز بدون اسلش ادامه داد ابتدا همگان در این تصور بودند که اسلش به گانز باز خواهد گشت حتی خود او در چندین مصاحبه عنوان کرد که اگر گانز بخواهد کتاری با سبک راک بیرون دهد او حاضر به همکاری است اما این چنین نشد گانز هم بدون اسلش به شدت افول کرد به گونه ای که در البوم های اخر اصالت ابتدایی هرگز دیده نمی شود از گانز البوم های به یادماندنی زیر عرضه شد
اجرای زنده مانند خودکشی 1987
اشتیاق به ویران کردن 1988
دروغ های گانز ان رزز 1989
خیالت را به کار بگیر1 1991
خیالت را به کار بگیر2 1991
رویداد اسپاگتی 1993
دموکراسی چینی 2001
چندین اهنگ گروه برای فیلمها انتخاب شد از جمله اهنگی که در فیلم نابودگر ازش استفاده شد
به نظر من زیباترین اهنگ گروه گریه نکن هستش فکر کنم پرطرفدارترین اهنگ گروه همین اهنگ هستش
فیلمسازان مستعد اسکار نمیگیرند
پاییز فصل جوایز سینمایی است، اما وقتی نام اسکار در میان انبوه جوایز سینمایی به میان میآید، همه جوایز در مقابلش رنگ میبازند. بوسه بر آن مجسمه طلایی سه و نیم کیلویی اوج آرزوی هر هنرمندی در عرصه سینماست. اما بسیاری از بزرگان تاریخ سینما هستند که هرگز این جایزه را نبردهاند. این گزارش یک بررسی اجمالی درباره کسانی است که در عین شایستگی هرگز اسکار نگرفتهاند. قسمت اول این گزارش به فیلمسازان و فیلمنامهنویسان اختصاص دارد و قسمت دوم به بازیگران مرد و زن.
نامش را «آکادمی» گذاشتهاند، گرچه چیزی در آنجا آموزش داده نمیشود و چون برندگان را با رأیگیری انتخاب میکنند، خودشان هم چیز چندانی یاد نمیگیرند.
آکادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک فصلی دارد که به سرعت به آن نزدیک میشویم و گمان میکنم بتوانیم با حدس زدن نام ستارگانی ـ بازیگران زن و مرد، فیلمسازان و تهیهکنندگان ـ که مورد بیمهری آکادمی قرار میگیرند، به استقبال این فصل برویم. هنری فوندا را در 1980 یا آل پاچینو را در 1991 به یاد دارید؟ امسال اسکار به چه کسانی میرسد و دست چه کسانی خالی میماند؟
بیایید ابتدا کمی تمرین ریاضیات بکنیم. آکادمی تقریباً شش هزار عضو دارد که به این شاخهها تقسیم میشوند:
بازیگر: 1274 نفر، تهیهکننده: 466 نفر، مدیر تولید: 434 نفر، صدا: 419 نفر، نویسنده: 398 نفر، طراح تولید: 380 نفر، کارگردان: 377 نفر، روابط عمومی: 373 نفر، عضو آزاد: 371 نفر، فیلم کوتاه و انیمیشن: 322 نفر، جلوههای ویژه: 250 نفر، موسیقی: 240 نفر، تدوینگر: 229 نفر، فیلمبردار: 189 نفر، مستند: 134 نفر، مجموع: 5856 نفر. هر شاخه نامزدهای برگزیده رشته خود را معرفی میکند (فیلمسازان نامزدهای بهترین کارگردان را و به همین ترتیب)، اما در مرحله نهایی همه اعضا برای انتخاب برندگان اسکار در تمامی رشتهها رأی میدهند.
هیچکس امیدوار نیست حس زیباییشناسی نقشی هر چند کم در روند رأیگیری داشته باشد و همه میدانند سیاست و تبلیغات و هیاهو در این روند تأثیر میگذارد. اما واقعیت این است: اگر شما بازیگری باشید که در یک رشته غیر از بازیگری مثل نویسندگی و کارگردانی نامزده شده، میتوانید انتظار بیشتری برای انتخاب شدن داشته باشید. همین نکته به ما کمک میکند بفهمیم چرا در 25 سال گذشته بازیگرانی نظیر رابرت ردفورد، وارن بیتی، کوین کاستنر، کلینت ایستوود و مل گیبسن همگی اسکار بهترین کارگردانی را بردهاند و چرا در 15 سال اخیر بازیگرانی چون اما تامپسن، بیلی باب تورنتن، مت دیمن و بن افلک برنده اسکار فیلمنامه شدهاند. بازیگران از بازیگران حمایت میکنند، حتی اگر نویسنده و کارگردان شده باشند.
مارتین اسکورسیزی (با پنج نامزدی بیحاصل) فیلمسازی است که بیش از سایرین قربانی نبود توازن در سیستم رأیگیری آکادمی شده است. او در 1980 با «گاو خشمگین» خود قافیه را به نخستین تجربه کارگردانی رابرت ردفورد در «مردمان عادی» باخت و در 1990 همین شرایط را با «رفقای خوب» در برابر «رقصنده با گرگها» ی کوین کاستنر تجربه کرد. سال گذشته هم که کلینت ایستوود کهنهکار با «دختر میلیون دلاری» خود عرصه را به اسکورسیزی و «هوانورد» تنگ کرد. اما بحثهای قانعکننده، فیلم بازنده را مستحق اسکار میدانستند.
البته اسکار همواره فیلمسازان بزرگی را نادیده گرفته که نبردن اسکار را یکی از افتخارات بزرگ خود میدانند. اگر کسی اسکار را نبرد، تازه آن وقت میتواند به جمع افسانههایی چون آلفرد هیچکاک (پنج نامزدی بیحاصل)، استنلی کوبریک (چهار نامزدی بیحاصل)، اینگمار برگمان (سه نامزدی بیحاصل)، جوزف فن اشترنبرگ (دو نامزدی بیحاصل) و اورسن ولز (یک نامزدی بیحاصل) بپیوندد. هوارد هاکس برای تمام فیلمهای کلاسیکی که کارگردانی کرد ـ «صورتزخمی» ، «بزرگ کردن نوزاد» ، «دختر روز جمعه او» ، «گروهبان یورک» ، «خواب بزرگ» ، «رود سرخ» ، «آقایان بلوندش را دوست دارند» و «ریو براوو» ـ تنها یک بار برای «گروهبان یورک» نامزد اسکار شد و در آن مورد هم دست خالی به خانه برگشت. آکادمی، دو سال پیش از مرگ هاکس، در 1975 یک اسکار افتخاری به او داد تا به سنت «ابراز تأسف» خود عمل کرده باشد.
اما اوضاع فیلمسازان امروزی چطور است؟ رابرت آلتمن هم، مثل اسکورسیزی، پنج بار نامزد شده و اصلاً نبرده. پیتر ویر با چهار بار نامزدی اسکاری نبرده و همچنان دارد به فیلم ساختن ادامه میدهد. دیوید لینچ و مایک لی هم به ترتیب با سه و دو بار نامزدی در اسکار، نصیبی از جوایز نبردهاند و جوئل کوئن و الکساندر پین هم هر کدام یک نامزدی بیحاصل را تجربه کردهاند. دیوید اُ. راسل هم حالا حالاها باید منتظر نامزدی بماند.
اما بی هیچ بحث و گفتگویی میتوان به راحتی به شرم آورترین چشمپوشی تاریخ آکادمی اسکار حکم داد. آنها که پاییز امسال مستند «هیچ راهی به خانه نیست» را از شبکه PBS دیدند، بر این نکته تأکید داشتند که مارتین اسکورسیزی سرانجام اسکار را در رشتهای مثل بهترین فیلم مستند میگیرد. شاید هم آکادمی برای «ابراز تأسف» و کمکاری خود یک اسکار افتخاری به او بدهد و خلاص!
حرف زدن درباره این که آکادمی اسکار کدام فیلمنامهنویس را نادیده میگیرد بیهوده به نظر میرسد. چرا که هیچ رشتهای به نام بهترین فیلمنامهنویس وجود ندارد و جایزه صرفاً به بهترین فیلمنامه تعلق میگیرد. این هم یکی دیگر از روشهای آکادمی برای تقدیر از نویسندگان. شما تنها آن کسی هستید که باید جایزه فیلمنامه برتر را بگیرید. همین که به داخل سالن راهتان دادهایم باید کلاهتان را به آسمان بیندازید.
ذکر این نکته هم که فیلمنامهها معمولاً چندین و چند بار بازنویسی میشوند ظاهراً هیچ فایدهای ندارد. دانستن اینکه نسخه نهایی کار چه کسی است غیرممکن به نظر میرسد، مگر اینکه شما عضوی از پروژه باشید. اسکار بهترین فیلمنامه «ارباب حلقهها: بازگشت پادشاه» را سه نفر با هم گرفتند: پیتر جکسن، فران والش و فیلیپا بوینز. خب، دیالوگهای مورد علاقه شما را چه کسی نوشته است؟ (احتمالاً ج. ر. ر. تولکین) صحنه محبوب شما را چه کسی اقتباس کرده؟ آیا بازیگران اصلاً بداهه کار نکردهاند؟ پس عجیب نیست که نام این جایزه را گذاشتهاند بهترین فیلمنامه.
حالا با توجه به این دغدغهها، بیایید کمی در این مورد بیشتر بحث کنیم.
اگر وارن بیتی یکی از آن مثالهایی است که تأثیر رأی بازیگران بر اسکار بهترین کارگردانی را تشریح میکند، در عوض در فیلمنامهنویسی کاملاً شرایطی متضاد دارد. در سی سال اخیر، 361 نویسنده مختلف نامزد اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی و غیراقتباسی شده و خیلیها هم تنها یک بار این نامزدی را تجربه کردهاند. بیتی چهار بار نامزد شده و هیچ جایزهای نبرده. این بیشترین تعداد نامزدی بیحاصل در بین فیلمنامهنویسان است که حتی کمک همکاران هم نتوانسته مؤثر واقع شود.
این نادیده گرفته شدن احتمالاً به خاطر ژانری است که بیتی در آن تبحر دارد: کمدی سبک. او هم مثل همتایش رادنی دنجرفیلد هیچ عزت و احترامی در عرصه کمدی ندیده است. بهتر است نگاهی بیندازیم به دیگر نامزدیهای بیحاصل در رشته بهترین فیلمنامه: نیل سایمن (چهار بار)، نورا افرون، لارنس کاسدان، بری لوینسن و گری راس (هر کدام سه بار) و لری گلبرت (دو بار). همه بامزهها فیلمنامههای بامزهای مثل «توتسی» ، «ترس بزرگ» ، «وقتی هری سالی را ملاقات کرد» و «دیو» مینویسند. باختن «توتسی» به «گاندی» را به هیچ وجه نمیتوان توجیه کرد.
اما چه کسی شایسته اسکار بهترین فیلمنامه است؟ شاید یکی از انتخابها گلبرت باشد، اگر بیشتر فیلمنامه بلند سینمایی بنویسد. اما من هم مثل خیلیهای دیگر کمدی را به نفع درام نادیده میگیرم. جان سیلز تا به حال دو بار نامزد اسکار بهترین فیلمنامه شده و هر بار هم ناکام مانده. او یک خارجی مستقل و تکرو است و هالیوود هرگز با چنین افرادی خوب تا نکرده. خیلی دوست دارم او یک اسکار برای فیلمنامهای بزرگ بگیرد، البته اگر بتواند دوباره یکی از آنها بنویسد.
اگر شما بازیگری هستید که در آرزوی اسکار میسوزید، این نکته را آویزه گوشتان کنید: هرگز بریتانیایی نباشید! یا اگر از شانس بد بریتانیایی هستید، حداقل نقش یک بریتانیایی را بازی نکنید. مگر نقشهایی مثل گاندی یا هانیبال لکتر آدمخوار چه عیبی دارد؟ بدمستی را هم لطفاً فراموش کنید.
بیشترین نامزدهای بیحاصل اسکار در این عرصه نصیب یک زوج بریتانیایی اتفاقاً نه چندان خوشسابقه شده به نامهای ریچارد برتن و پیتر اوتول که هر کدام هفت بار نامزد شده و هر بار دست از پا درازتر مراسم اسکار را ترک کردهاند. آلبرت فینی، دیگر بازیگر بریتانیایی، هم با پنج نامزدی بیحاصل اسکار رکورددار است.
اما شرایط در این رشته برای آمریکاییها چطور است؟ اد هریس و جف بریجز هر کدام با چهار نامزدی بیحاصل، که بیشتر در نقشهای مکمل بوده، در میان بازیگران آمریکایی رکورددار هستند. وارن بیتی هم که پیشتر ذکرش رفت، در عرصه بازیگری چهار بار نامزد شده و هرگز اسکاری نبرده است. در اینجا یک بحث پیش میآید: چرا بازیگران که برای انتخاب یک بازیگر به عنوان برنده اسکار بهترین کارگردان یا فیلمنامهنویس هر کاری میکنند، در انتخاب بهترین بازیگران اینگونه دست و دل باز عمل نمیکنند؟ کمی به حس حسادت فکر کنید. به عبارت دیگر، اگر بیتی و ردفورد پیشتر اسکار کارگردانی نبرده بودند، شاید اسکار بازیگری را به راحتی بدست میآوردند. کلینت ایستوود چطور؟ بازیگرانی که برای رسیدن اسکار به همتایان فیلمساز خود از هیچ کوششی دریغ نمیکنند، در واقع عملکردی آیندهنگرانه دارند: «حالا که آنها اسکار مهمی مثل کارگردانی را گرفتهاند، دیگر چه نیازی به اسکار بازیگری دارند؟»
تام کروز هم که سه بار نامزد اسکار شده و هر بار ناکام مانده، به نظر نمیرسد به این زودیها رقیبی برای خودش ببیند. بد نیست در اینجا نگاهی بیندازیم به بازیگران خوب نقش اولی که تا به حال نصیبی از اسکار نبردهاند: جانی دپ، لئوناردو دی کاپریو، نیک نولتی و بیلی باب تورنتن (هر کدام دو نامزدی) و خاویر باردم، لیام نیسن و براد پیت (هر کدام یک نامزدی). همه این ستارگان منتظر یک نقش مناسب در یک موقعیت مناسب هستند. همین قضیه در مورد بازیگران مکمل هم صدق میکند: جان مالکوویچ و جیمز وودز (هر کدام دو نامزدی) و ساموئل ل. جکسن، جیمز ارل جونز، هاروی کایتل و ویلیام ه. میسی (هر کدام یک نامزدی). از بازیگرانی هم که اصلاً نامزد اسکار نشدهاند حرفی نزنیم بهتر است: کمبل اسکات، جفری رایت، استیو بوسمی، پیتر سارسگارد، لیو شرایبر و فیلیپ سیمور هافمن. البته احتمال اینکه هافمن امسال یکی از خوشحالترین میهمانان سالن کداک در شب برگزاری مراسم اسکار باشد، زیاد است. هر چه باشد «کاپوتی» فیلم کوچکی است که قابلیتهای فراوانی دارد. اما ممکن است از نظر اعضای آکادمی این ایراد به او وارد باشد که شبیه یک بازیگر بزرگ نیست.
به اعتقاد بسیاری از کارشناسان شایستهترین فرد در این فهرست کسی است که بیشترین نامزدی را دارد، پیتر اوتول فقط یک نقش بزرگ میخواهد، کمی سمپاتی و نوشیدن چای جای آن زهرماری!
اینجا یک بحث مطرح است و آن اینکه شایستهترین بازیگر زن قدرنادیده تاریخ سینما مریل استریپ است. بله، او دو بار اسکار برده، یکی در نقش مکمل و دیگری در نقش اصلی. اما تا سال 1982 هیچکس قدرش را نمیدانست. استریپ از 23 سال پیش تا امروز 9 بار نامزد اسکار شده (هشت نقش اصلی و یک مکمل) و سالها باید بگذرد تا به این مقام رفیع خدشهای وارد شود.
در فهرست بازیگران زن ناکام اسکار این نامها هم به چشم میخورد: گلن کلوز (پنج نامزدی)، کیت وینسلت و جولین مور (چهار نامزدی)، جون آلن، میشل فایفر، سیگورنی ویور و آنت بنینگ ـ همسر وارن بیتی ـ (هر کدام سه نامزدی) و جودی دیویس و لورا لینی (هر کدام دو نامزدی). اصلاً مشکل آکادمی اسکار با خانواده بیتی چیست؟ تنها یک اسکار بهترین کارگردانی در سال 1981 (که آن هم با اسکار بهترین فیلم همراه نشد) و همین؟ ظاهراً آن خست قدیمی کار را برای بیتیها مشکل کرده است.
یک خبر بد برای تمام بازیگران زن غیر از وینسلت: آخرین زن بالای چهل سالی که اسکار برد سوزان ساراندون بود برای «آخرین گامهای یک محکوم به مرگ» ، آن هم یک دهه پیش. از آن تاریخ به بعد ستارگان جوان عرصه را بر قدیمیترها تنگ کردند. بخش اسکار بهترین بازیگر زن مکمل هم اوضاع چندان بهتری ندارد. بله، جودی دنچ پیر سال 1998 یک اسکار برد و کهنهکارهایی مثل کیم بسینگر و مارشیا گی هاردن هم در اواخر هزاره دوم میلادی اسکار گرفتند. اما در سایر موارد عرصه در دست جوانترها بوده است: میرا سوروینو، آنجلینا جولی، جنیفر کانلی، کاترین زیتا جونز، رنه زلوگر و کیت بلنچت.
خیلیها دوست دارند گلن کلوز هر طور شده یک اسکار بگیرد. گرچه آخرین باری که او نامزد اسکار شد در دوران ریاست جمهوری ریگان بود و حالا دیگر نزدیک شصت سال سن دارد.
شاید خیلی از اعضای آکادمی اسکار موافق این نظریه نباشند. اما یک نقشآفرینی خوب از ستارهای افسانهای بسیار بهتر از یک نقشآفرینی درخشان از ستارهای تازهکار است. نامش آکادمی است، پس دوستان باید برای تغییر و تحول کمی هوشمندانهترعمل کنند
جایزه آکادمی یا (اُسکار)، جوایزی است که هرساله در ایالات متحده امریکا توسط فرهنگستان هنرهای تصویری به بهترین تولیدات سینمایی اهدا میگردد. اولین بار در سال ۱۹۲۹ به فیلمهای تولیدی در ۱۹۲۷ و ۱۹۲۸ تعلق گرفت. جایزه آکادمی با نام اسکار نیز خوانده میشود که از مهمترین رقابتهای فیلمسازان محصوب میشود.
اسم اسکار اتفاقاً روی این مجسمه گذارده شد. یکروز "مارگریت هریک" منشی هیئت رئیسه در حالیکه به این مجسمه مینگریست اظهار داشت که این مجسمه مرا به یاد "عمو اسکار" میاندازد. این گفته توسط خبرنگار یکی از روزنامهها که در آن نزدیکی نشسته بود یادداشت گردید و فردا در روزنامهای که کار میکرد این جمله دیده شد: "کارمندان هیئت رئیسه مجسمه مشهورشان را اسکار نامیدند" و از آن به بعد این نام روی مجسمه ماند.
گروه SCOOTER كه هم اكنون يكی از ستاره های موسيقی اروپا است، فعاليتش را را در زمينه موسيقی از سال ۱۹۸۶ آغاز كرده است. در اين گروه Axel و Baxxter و Rick يك گروه سه نفری را تشكيل دادند و بيشتر كارهايشان را به صورت گروهی انجام می دادند.اولين آلبوم آنها در سال ۱۹۹۵ به پايان رسيد. اولين آهنگ اين آلبوم ، آهنگ Hyper Hyper بود كه به عنوان اولين اثر اين گروه در سال ۱۹۹۴ شكل گرفت.
آنها اولين كنسرت زنده يشان را در هامبورگ اجرا كردند و با اينكه در ابتدا فكر نمی كردند از اولين آلبومشان تحت عنوان The Beat Goas On استقبال شود اما بيشتر از ۷۰۰ هزار نسخه از آهنگ Hyper Hyper اين آلبوم فقط در آلمان به فروش رفت. اين آلبوم نه تنها در آلمان بلكه در سراسر اروپا طی چند سال از پر فروشترين آلبوم ها موسيقی بود.
پس از مدتی گروه SCOOTER ستاره موسيقی آلمان شد و آوازه شهرتش در سراسر اروپا پيچيد.
گروه SCOOTER از سال ۱۹۹۵ تا كنون ۸ آلبوم ارائه داده است كه همه آلبوم ها آنها تقريبا از فروش بالايی برخوردار بوده است.در سال ۲۰۰۲ تغييراتی در گروه SCOOTER و همچنين سبك آنها ايجاد شد (Axel رفت و به جای آن Ferris وارد گروه شد). اولين آهنگی كه آنها با سبك جديدشان اجرا كردند، آهنگ Nessaja بود كه اين آهنگ در سال ۲۰۰۲ در آلمان از نظر فروش در رده اول قرار گرفت
H.P Baxxter
امروزه H.P Baxxter خواننده اول گروه SCOOTER با نام كامل Hans-Peter Geerdes ستاره بی چون و چرای تكنو جهان است. او همچنين دستكش طلايی اين سبك را نيز به خود اختصاص داده است
تاريخ تولد: ۱۹۶۶ / ۳ / ۶
متولد: هامبورگ
قد: ۱۸۸ Cm
علاقه مندی ها: Mini Coopeh - Oldtimers - Kino - Sport - England
تهيه كننده كارهای آنها: Jens Thele
اعضای گروه: H.P Baxxter - Ferris Buller - Rick Jordan
لازم به ذكر است كه آلبوم جديد SCOOTER با نام Jigga Jigga روانه بازار شده است.
در ۸ february در سال ۲۰۰۶ چهل و هشتمین دورهی جوایز بزرگ Grammy awards برگزار شد . همان طوری که می دانید در این مراسم جئوایزی به برگزیدگان سبک های مختلف مانند : راک - جاز - رپ - R & B - رقص - سنتی و ... اهدا می شود به دلیل این که پرداختن به هر کدام از این بخش ها فصای زیادی می برد و در ضمن این وب نیز مخصوص رپ هست فقط به بخش کلی و بخش رپ می پردازیم . ابتدا در بخش کلی جوایز این گونه اهدا شد :
RECORD OF THE YEAR ( بهترین رکورد سال )
برگزیده : Boulevard Of Broken Dreams -Green Day
نامزد های دیگر : We Belong Together -Mariah Carey
Feel Good, Inc. - Gorillaz
Hollaback Girl -Gwen Stefani
Gold Digger - Kanye West
ALBUM OF THE YEAR ( بهترین آلبوم سال )
برگزیده : How To Dismantle An Atomic Bomb - U2
نامزدهای دیگر :The Emancipation Of Mimi - Mariah Carey
Love.Angel.Music.Baby -Gwen Stefani
Chaos & Creation In The Backyard - Paul McCartney
Late Registration - Kanye West
SONG OF THE YEAR ( ترانه ی سال )
برگزیده : Sometimes You Can't Make It On Your Own -U2
نامزدهای دیگر : Bless The Broken Road -Rascal Flatts
Devils & Dust - Bruce Springsteen
Ordinary People -John Legend
We Belong Together -Mariah Carey
BEST NEW ARTIST ( بهترین هنرمند جدید )
برگزیده : John Legend
نامزدهای دیگر : Ciara
Fall Out Boy
Keane
John Legend
Sugarland
اما در بخش ویژه ی موزیک رپ :
RAP SoLP Performance ( شاهکار رپ تک خوانی )
برگزیده : Gold Digger -Kanye West
نامزدهای دیگر : Testify - Common
Mockingbird - Eminem
Disco Inferno - 50 Cent
Number One Spot- Ludacris
U Don't Know Me - T.I.t
Duo Or Group ( دو نفری یا گروهی )
برگزیده : Don't Phunk With My Heart -Black Eyed Peas
نامزدهای دیگر : The Corner - Common
Encore - Eminem
Hate It Or Love It - The Game
Wait - Ying Yang Twins
Rap/Sung Collaboration ( همکاری ترکیب رپ و موزیک دیگر )
برگزیده : Numb/Encore - Jay-Z & Linkin Park
نامزدهای دیگر : 1, 2 Step-Ciara Featuring Missy Elliott
They Say- Common Featuring Kanye West & John Legend
Soldier - Destiny's Child Featuring T
Rich Girl -Gwen Stefani Featuring Eve
Rap Song ( ترانه ی رپ )
برگزیده : Diamonds From Sierra Leone - Kanye West
نامزدهای دیگر : Candy Shop - 50 Cent
Don't Phunk With My Heart - Black Eyed Peas
Hate It Or Love It -The Game
Lose Control - Missy Elliott
Rap Album ( آلبوم رپ )
برگزیده : Late Registration - Kanye West
نامزدهای دیگر : Be -Common
The Cookbook - Missy Elliott
Encore - Eminem
The Massacre - 50 Cent
همان طور که پیداست امسال سال KANYE WEST بود و توانست اکثر جوایز رپ را بگیرد . درسبک های دیگر mariah carey و البته گروه Green Day توانستند جوایز زیادی بگیرند اگر AWARDS MTV sسال پیش را یادتون بیاد میبینید که تقریبا همان هایی که توی mtv جایزه گرفته بودند امسال توی Grammy Awards هم جایزه گرفتند . در حاشیه این مراسم madona و گروه کارتونیGorillaz هم برنامه ای جالب اجرا کردند نکتهی قابل توجه دیگر این بود که 50 سنت با این که در ۳ بخش نامزد شده بود اما هیچ جایزه ای رو کسب نکرد !
جنگ راازصبح زودبرفرازتپه آغازمی کند Make his fight on the hill in the early dayباسرمایه ای جاودانه درعمق وجود Constant chill deep insideتفنگها می غرند Shouting gun وآنهاازمیان دودخاکستری بی پایان اسلحه هابه پیش می تازند on they run through the endless greyانان می جنگند چون حق با آنان است On they fight for they're rightامابه که می توان گفت؟ ?Yes by who's to sayچراانسانهای زیادی برای فتح یک تپه کشته می شوند ?For a hill men would kill whyخودشان هم نمی دانند They do not knowبرای آزمودن غرورشان زخمهای دردناک راتحمل می کنند Suffered wounds test there their prideپنج نفر Men of fiveهنوزدرمیان آتش زنده اند Still alive through the raging glowوشکی نیست که ازدردی که می کشند Gone insane from the pain

کسانی که بدون شناخت از متالیکا پشتش حرف می زنن اینو بخونند!
متالیکا قدیمی ترین گروه متال دنیا، سال 1981 در شرایطی کار خودش رو شروع کرد که گروههایی مثل ترش متال ، ادی ون هلن ، لدزلپلین و خیلی های دیگه که پولدار بودن و آلات موسیقی فوق العاده ای داشتن ، در حال رقابت با آن بودند.
واقعاً شرایط سختی برای این گروه بود که مثلا جیمز هتفیلد( اسطوره ی صدا وموسیقی دنیا) در حال کار کردن در یک کارخانه ی رنگ سازی بود یا کرک هامت( بهترین گیتاریست لید الکتریک حال حاضر دنیا) در حال رانندگی ( با کامیون) بود ، لارس آلریش ( بهترین درامردنیا با 8 جایزه رسمی ) در حال روزنامه فروشی بود که خرج خودشونو در بیارند. در حالی که از داشتن مادر محروم بودند.
جیمز هتفیلد که در سال 1963 متولد شد، در سال 1973 به کمک پدرش تونست یه دونه گیتار آگوستیک گیبسون قدیمی دست دوم بخره و بره پیش اندی بایت کلاس. اندی بایت که سرو وضعشو می بینه قبول می کنه که به صورت مجانی بهش گیتار رو یاد بده. جیمز استعداد فوق العاده ای در آهنگ سازی و... داشت و خیلی زود تبدیل به یکی از بزرگترین کلاسیک زن های دنیا شد ( در گیتار) و زمانی فرا رسیده بود که باید گیتار الکتریک رو شروع می کرد. اما پول نداشت!
با کار کردن در یک مدرسه به عنوان یک دربان تونست یه گیتار فندر قدیمی بخره اما نمی تونست کلاس بره چون پول نداشت! این بار از بس عاشق سبک راک بود به تمامی کنسرت ها و... گروهها می رفت و به دستاشون نگاه می کرد که چطوری می زنن و اینطور بود که تبدیل شد به یکی از بزرگترین گیتاریستای مین الکتریک دنیا!
جیمز تو مدرسه تو 16 سالگی یک گروه تشکیل داد و می زد و می خوند تا اینکه ران مک گاونی دوستش، بهش یه درامر معرفی کرد. اون کسی نبود جز لارس آلریش که اون هم مثل جیمز مادر نداشت و به کمک مادربزرگ و پدربزرگش تو 10 سالگی یه دونه جاز تاما پوسیده خرید. و اون هم از بس استعداد داشت تبدیل شد به بزرگترین درامردنیا. بعدها دو نفر یعنی کلیف بارتون و دیو ماستین هم به گروه اضافه شدند. اما خیلی زود به خاطر یه سری درگیری هایی که بین جیمز و دیو پیش اومد، دیو از گروه میره بیرون و کرک لی هامت جاشو می گیره.
کرک شاگرد جو ستریانی که بزرگترین گیتاریست افسانه ای فضا است، بود. از اریک کلاپتون که اون هم یکی از گیتاریستهای قهار دنیاست پرسیدند: بهترین گیتاریست دنیا کیه؟ گفت: کرک هامت ، گفتند: پس جوستریانی چی؟ گفت: شما گفتید بهترین گیتاریست روی زمین، نه بهترین گیتاریست افسانه ای آسمون! (گرفته شده از: کالیفورنیا میوزیک اواردز)
بعد ها متالیکا با آلبوم راید ده لایتنینگ که بهترین آلبوم سال شده بود پوز همه ی گروهها رو زد!
چون آهنگ هایی داشت مثل:
For whom the bell tools : = بهترین شعر سال
The call of ktulu => بهترین ملودی و آهنگ دنیا
Fade to black => بهترین آهنگ کلاسیک سال
Creaping death => بهترین آهنگ متال سال
و از اون به بعد متالیکا داشت به اوج خودش می رسید. رکورد تمرین دنیا در دست متالیکاست! میدونید چند ساعت؟ 22 ساعت در روز! درآلبوم متالیکا که سال 91 وارد بازار شد متالیکا روزی 22 ساعت به مدت نه ماه بر روی آهنگهای این آلبوم کار کرد که اونو تبدیلش کرد به:
آهنگ ناسینگ الز مترز :
بهترین آهنگ قرن => از سوی ام تی وی
بهترین خواننده ی دنیا => جیمز آلن هتفیلد
بهترین تنظیم کننده ی دنیا => مایکل کیمن
و بهترین و ساده ترین کلیپ دنیا!
و متالیکا در این سال به اوج محبوبیت رسید تا جایی که رکورد گروه بیتلز که 3 میلیون نفر جمعیت کنسرتش بود رو نیز شکوند!
از سال 1942 تا به حال که در 2006 هستیم هیچ گروهی بوجود نیامده جز متالیکا که بتونه رکورد گروه بیتلز رو بشکونه!
اگر باور ندارین برین کنسرت سال 1991 و 1992 متالیکا رو توی ویمبلی شهر لندن و یا تو ورزشگاه توشینو روسیه ببینید!
خلاصه به این صورت بود که متالیکایی که هر کدوم از عضوهاش که پول شام و ناهار خودشونو هم نداشتن به این جا رسیدند که محبوبترین گروه دنیا ( با داشتن 3 میلیارد نفر عضو در مت کلاب) و پولدارترین گروه دنیا که سرمایه شون برابر سرمایه ی یک لرد و یا پرنسس هست، برسند!
چند تا از مهمترین جایزه هاشون:
جیمز هتفیلد: بهترین خواننده ی متال و راک دنیا
کرک هامت: بهترین گیتاریست لید الکتریک دنیا
لارس آلریش: بهترین درامر دنیا
جیسن نیوستد: بهترین بیسیت دنیا در سالهای 1991-1996-1998-1999-2000
راب تروجیلو: بهترین بیسیت دنیا در سال 2003-
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|